تبلیغات
Online User ایران شناسی - بررسی جایگاه امامزاده‌ها در ایران
"This weblog of history and spectacular location Iranian cities has occurred"
تاریخ : شنبه 30 آذر 1392
نویسنده : bahram bayat
مهاجرت سادات حسنی و حسینی به نقاط امن سرزمین‌های شرقی اسلامی، از همان صدر اسلام در حکومت امویان، و به خصوص در عهد حجاج بن یوسف و تسلط او بر عراقین آغاز شد.
امامزاده‌ها در ایران

در عرف تشیع، مراد از امامزاده، فرزندان یا فرزندزادگان ائمه اطهار (ع) است و اصطلاحا از باب ذکر حال و اراده محل، به مدفن و مزار آنان و بزرگان سادات که در سراسر شهرها و روستاهای ایران پراکنده است، اطلاق می‌شود.

مهاجرت سادات حسنی و حسینی به نقاط امن سرزمین‌های شرقی اسلامی، از همان صدر اسلام در حکومت امویان، و به خصوص در عهد حجاج بن یوسف و تسلط او بر عراقین آغاز شد. این مهاجران را می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد:

الف. گروه نخستین: «آن دسته هستند که برای فرار از بیدادگری‌های امویان و به خصوص حجاج راه مشرق را در پیش گرفتند.»

ب. گروه دوم: سادات علوی به سبب آوازه ولایتعهدی و حکومت امام رضا (ع)، روی بدین سو نهاده‌اند. ایشان بیست و یک برادر بودند و با چندین نفر از برادرزادگان و بنی‌اعمام از بنی حسن و بنی حسین به ری و نواحی عراق و قومس رسیدند که مامون، امام رضا (ع) را مسموم و شهید کرد. وقتی خبر شهادت امام رضا (ع) به سادات رسید، هر جا که بودند به کوهستان‌های دیلمان و طبرستان و ری پناه بردند.
ج. دسته سوم: «آنان جمعی هستند که چون یکی از اولاد علی (ع) بر خلیفه خروج می‌کرد، همراه او و یاور او بودند و چون او کشته می‌شد، خلیفه به قلع و قمع همراهان و یارانش فرمان می‌داد و آنها برای نجات جانشان روی به کوهستان‌های عراق و دیلم می‌نهادند.»

د. گروه چهارم: «جمعی انبوه از ساداتی هستند که وقتی علویان زیدی‌مذهب در طبرستان سلسله حکومتی برای خود تشکیل دادند، به ایشان پیوستند.»

این چهار گروه از سادات، وقتی به نواحی نسبتا امن ایران مانند نقاط کوهستانی عراق و قومس و ری و دیلم و نواحی طبرستان می‌رسیدند، رفته رفته با مردم این سرزمین‌ها در می‌آمیختند و به تدریج صورت بومیان به خود می‌گرفتند و سادات نقاط مختلف کشور، اعقاب آن بزرگواران هستند.

آمار بقاع متبرکه سادات و امامزادگان در پهنه ایران

پراکندگی سادات در تمام نقاط سرزمین ایران یکسان نبود. به جاهایی که احساس امنیت بیشتری می‌کردند، تعداد زیادتری روی می‌آوردند؛ همانند کوهستان ری و طبرستان و پاره‌ای نقاط مرکزی. با این حال بعضی از ایشان گرفتار مخالفان می‌شدند و به شهادت می‌رسیدند. امروز مرقد این بزرگواران باقی و مزار و مطاف است. برخی از این بقاع در طی زمان خراب و آثار آنها محو شده است.

چرا نمی‌توان در احوال امام‌زادگان تحقیق کرد؟

۱- بسیاری از سادات، از ترس عمال جور، به صورت پنهان بدین مرز و بوم آمدند و ناشناخته زیستند و ارباب انساب و نقبای سادات، از احوال و پایان کار ایشان اطلاعی به دست نیاورده‌اند. زمانی که فوت کردند، عاشقان مکتب اهل‌بیت بر مزار ایشان بقعه ساختند و اما بیان حالشان ناگفته ماند.

۲- لوحه‌ای که در روز فوت برای نصب بر مزار این بزرگواران فراهم می‌آمد، به خط کوفی بود و در زمان‌های بعد که آنها را به خط ثلث یا نسخ برمی‌گرداندند، دشواری‌های خط کوفی در اعجام و اعراب و قرائت و گاه فرسوده شدن و ریختن برخی کلمات، سبب تحریف و تصحیف می‌شد؛ چنانکه مثلا حسین به صورت حسن و نقی به صورت تقی و عبیدالله به صورت عبدالله و ظاهر به صورت طاهر در می‌آمد و از این دست شواهد زیادی وجود دارد.

۳- در بسیاری از موارد، در ذکر پدران صاحب مرقد تا اتصال به معصوم، از باب اختصار در نسب، نام یک یا چند واسطه حذف شده است؛ بدانسان که اکنون در نقاط مختلف امامزاده‌های فراوانی را می‌بینیم که فرزند امام موسی کاظم (ع) معرفی شده‌اند؛ حال آنکه آن حضرت این همه فرزند نداشته‌اند؛ و چنانکه در ابتدا در ذکر مهاجرت گروه دوم از سادات بیان شد، به نقل منابع، حضرت امام رضا (ع) بیست و یک برادر بیش نداشت. بنابراین بقیه آنها، فرزندزادگان و نبیره و احفاد امام موسی کاظم (ع) هستند که در نسبتشان یک یا چند واسطه حذف گردیده و این موضوع آنان را به شکل فرزند بلافصل امام درآورده است.

بنا و تعمیر بقاع امامزاده‌ها

آنچه در منابع و اخبار موجود است، حاکی از این است که پس از رحلت معصوم‌زادگان، ابتدا سایبانی بر مزارشان نصب می‌شد و محل مراجعه و زیارت علاقمندان و شیفتگان خاندان نبوت بود تا آنکه کم‌کم خیّران و نیکوکاران این مزارهای ساده را به شکل زیارتگاه‌های امروزی می‌ساختند.

برای مثال درباره احداث زیارتگاه حضرت معصومه (س) در قم چنین نوشته‌اند: «پس از رحلت حضرت فاطمه (س) در قم، نخستین بنا که عبارت بود از سایبان بوریایی به وسیله شیعیان که ساکن قم و معروف به خاندان سعد اشعری بودند، بر روی قبر گذارده شد. پس از مدت کوتاهی، یکی از دختران حضرت امام محمد تقی (ع) به نام سید زینب به قم آمد و قبه با گنبد ساده‌ای بر روی قبر بنا نهاد.»

از آن پس که سادات علوی در طبرستان صاحب قدرت شدند و حکومت به سال 270 ق به محمد بن زید علوی رسید، و بعد که آل بویه روی کار آمدند، دستور آباد ساختن مرقد مطهره و بقاع متبرکه، مورد توجه خاص قرار گرفت.

پس از آن نیز این مهم ادامه یافت و هنوز قرنی نگذشته بود که به عهد سلجوقیان، مجدالملک از وزیران شیعی مذهب، بدین امر قیام کرد.

پراکندگی امامزاده‌ها نه تنها در جای جای سرزمین اسلامی ایران مشاهده شده، بلکه در کشورهای دیگر نیز دیده می‌شود. ان‌شاءالله توفیق نصیب شود تا پس از بررسی و معرفی امامزادگان تهران، به امامزادگان شهرستان‌های دیگر بپردازیم. به امید روزی که بتوانیم در شناسایی و معرفی امامزادگان کشورهای دیگر نیز قدم برداریم.

برای ختم کلام این بخش از معرفی امامزاده‌ها، به معرفی دو امامزاده از شهر تاریخی دماوند که در همسایگی تهران قرار دارد می‌پردازیم و بدنبال آن به پراکندگی امامزاده‌ها در کشورهای دیگر اشاره می‌کنیم.


امام زاده‌ها در دیگر شهرهای ایران

امامزاده قاسم (دماوند)

اینجا یکی از شهرهای اسطوره‌ای و جزء نخستین شهرها در تاریخ روایی ایران است که در متون تاریخی، به لحاظ قدمت همپای ری قدیم است. اینجا دماوند است. شهری که به هر سوی آن نگاه می‌اندازی، نشانی از امامزاده‌ها می‌یابی. نشان‌هایی که کبوتر دل به سوی آنها پرواز می‌کند. اما باید دعوت شوی تا به نجوا بپردازی.

جاده دشت مزار را طی می‌کنم تا در قبرستان دماوند اهل قبور را زیارت کنم. درست روبروی این قبرستان، امامزاده کوچکی است که تا دو سال گذشته بیشتر به یک سقاخانه شبیه بود. پنجره کوچکی داشت که زائران از این روزنه امید، خواسته‌هایشان را به گوش آقا می‌رساندند. اما امسال که برای زیارت روانه دماوند شدم، ناگهان چشمم به گنبد طلایی، مدور و زیبای امامزاده افتاد. هوای دلم بارانی می‌شود. حالا چه خوشحالم که نامم زائر است. اهالی دماوند می‌گویند امامزاده قاسم بسیار اهل کرامت است. آنها ارادت ویژه‌ای به این امامزاده دارند و با تمام وجود به آقا سلام می‌کنند و روز خود را با نام امامزاده قاسم تبرک می‌کنند و برایشان مایه دلگرمی است که در همسایگی آقا زندگی می‌کنند.

درباره این امامزاده تنها شناسنامه‌ای در تابلویی خارج از محوطه، توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نصب شده که بر روی آن اینطور نوشته شده است:

نام: امامزاده قاسم محله اوره

قدمت: قرن ششم و هفتم هجری قمری

شرح و مشخصات این امامزاده: این امامزاده دارای برجی است که از بیرون به صورت مدور و از درون هشت ضلعی است. گنبد آن از نوع دو پوشه است. مصالح بنا از سنگ لاشه و قلوه سنگ‌های بزرگ و سازوج است. ضریح امامزاده فلزی مشبک و نوساز است که در تاریخ 9/2/1382 با شماره 8519 به ثبت رسیده است.

از نوادگان امام محمد باقر (ع)

برایم جالب است بدانم نسب این بزرگوار به کدام امام برمی‌گردد. به دنبال شجره‌نامه هستم اما مطلبی پیدا نمی‌کنم. تمام دل را جمع می‌کنم. به رسم ادب سلام می‌دهم و وارد حرم می‌شوم و کنار ضریح همه را یاد می‌کنم و با تمام وجود تمنایش می‌کنم.

مردی در حال مرتب کردن امامزاده است. به سراغش رفتم تا درباره این امامزاده از او بپرسم. سیدکمال از هیئت امنای محله اوره، یک سال و نیم است که به عنوان متولی این امامزاده انتخاب شده است. سید کمال قدمت امامزاده را بین 500 تا 600 سال می‌داند و درباره نسب امامزاده قاسم می‌گوید: امامزاده قاسم از نوادگان امام محمد باقر (ع) است که از بزرگان اهل قلم و علم و دانش بودند و معجزات زیادی برای اجداد ما داشته‌اند و همچنین برکات زیادی برای زندگی ما دارند.

آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله کاشانی که گاهی در همین نزدیکی ساکن می‌شوند نیز ارادت خاصی به امامزاده دارند و کمک‌های قابل توجهی به این امامزاده کرده‌اند.

از سیدکمال پرسیدم چرا در امامزاده شجره‌نامه نصب نشده است؟ می‌گوید:

آیت‌الله جوادی آملی پیگیر این موضوع بوده‌اند. قرار است از قم شجره‌نامه را بیاورند و تا چند روز دیگر در اینجا نصب شود.

وی درباره برنامه‌های فرهنگی امامزاده قاسم یادآور شد:

در تابستان کلاس‌های هنری و فرهنگی، شب‌های جمعه دعای کمیل، و صبح جمعه دعای ندبه در این مکان مقدس برگزار می‌شود. مرکز آموزش قرآن نیز دایر است. کتابخانه کوچکی در کنار امامزاده مهیا شده که دارای کتاب‌های ارزشمندی است. همچنین اهالی محله، مراسم ختم اموات را در این مکان برگزار می‌کنند.

از همسایگی اموات با آقا، تا سه روز مهمان آقا بودن

از سید کمال خداحافظی می‌کنم و از حرم خارج می‌شوم و به سمت اهالی می‌روم. اهالی بیرون از محوطه امامزاده، ابتدا عرض ارادت به آقا می‌کنند و بعد از آن برای ساکنان خاک فاتحه می‌خوانند و خوشحالند از همسایگی امواتشان با آقا. افتخار می‌کنند از وجود امامزاده در محله‌شان؛ از قبر شهدا و از این خلوتگه راز و نیاز.

محمود بهمنی از اهالی اوره، از کودک بیماری گفت که مهمان امامزاده بوده و بعد از سه روز با اذن خدا شفا یافته است. از علاقه مردم به امامزاده گفت و اینکه همه دوست دارند امواتشان را در جوار امامزاده دفن کنند.

با چندی پرس و جو از اهالی، مشخص شد کسی اطلاعات دیگری از این امامزاده ندارد. برای همین به منظور دریافت اطلاعات بیشتر از امامزاده قاسم، پیرو صحبت‌های متولی امامزاده، با دفتر آیت‌الله جوادی آملی تماس می‌گیرم تا از شجره‌نامه این امامزاده بیشتر بدانم اما ظاهرا این شجره‌نامه در دفتر آیت‌الله جوادی آملی موجود نبود و خواستند این موضوع را از سازمان اوقاف و امور خیریه پیگیری کنم که یکی از کارکنان این سازمان به نام ملایی گفت: اکثر امامزاده‌های دماوند به قرن 6 و 7 هجری متعلق هستند. زمانی که از مدینه برای یاری رساندن به امام رضا (ع) به سمت توس می‌رفته‌اند، اکثر نوادگان امام موسی کاظم در مسیر توسط حاکمان شهرها به شهادت رسیده‌اند و این تنها اطلاعاتی است که از این امامزاده موجود است. این بار برای یافتن اطلاعات بیشتر به سراغ اینترنت می‌روم و تنها مطلبی که در سایت‌ها مشاهده می‌شود این است که:

بقعه متبرکه امامزاده قاسم (ع)

امامزاده قاسم دماوند در محله اوره این شهر و در 2 کیلومتری شمال مسجد جامع دماوند واقع شده است. بنای بقعه امامزاده قاسم، شامل برجی است که از خارج به صورت مدور، و از داخل هشت ضلعی است و در هر ضلع آن، طاق‌نمایی به صورت عرقچین است. بنای بقعه از سنگ لاشه و قلوه سنگ‌های بزرگ و ملات گچ یا ساروج ساخته شده است. محوطه نسبتا وسیع این امامزاده، امروزه محل دفن اموات اهالی محله اوره دماوند است. قدمت بنای این بقعه در مقایسه با سبک معماری دیگر بقاع متبرکه منطقه، احتمالا به قرن ششم هفتم هجری می‌رسد.

در آخرین تلاش روانه کتابخانه مجلس شورای اسلامی می‌شوم و در آنجا هم کتابی درباره امامزاده‌های دماوند نمی‌یابم و کتاب‌های موجود بیشتر به شجره‌نامه امامزاده‌های تهران، شمیرانات و شهر ری پرداخته‌اند.

یادمان باشد این بقعه‌ها به عنوان گنجینه‌های ارزشمند میراث تاریخی، مذهبی تمدن دیرینه ایران به شمار می‌روند و سیما و منظر کلی آنها در ذهن‌های بسیاری از مردمان ماندگار است. ساماندهی منظر امامزاده‌ها و حفظ سیمای تاریخی آنها در تبدیل این اماکن به قطب گردشگری مذهبی نقش بسزایی خواهد داشت.

امامزاده قاسم دماوند در جاده دشت مزار واقع شده است که جنوب آن محله درویش و غرب آن محله روح‌افزا قرار دارد. اگر قسمتتان شد و مشرف شدید و دلتان شکست، برای ما هم دعا کنید.

 
بیا به پای دل خود سفر کنیم امروز

خلوت دل در امامزاده‌ای متعلق به دوران مغول

امامزادگان عبدالله و عبیدالله

نور سبزی در میان چلچراغ‌ها، علامت‌ها و علم ابوالفضل می‌تابد. امامزاده میزبان سوگواران ابا عبدلله حسین (ع) است. صدای یا حسین گفتن‌ها، با اذان مغرب و عشاء در هم آمیخته. دل در فضای معنوی امامزادگان می‌لرزد. هوای دل بارانی می‌شود. وقت دعاست و برآورده شدن حاجات.

اینجا محله درویش در شهرستان دماوند است. محله‌ای با کوچه‌های قدیمی و خانه‌های گلی. اصالت ایرانی در گوشه گوشه دماوند به چشم می‌خورد. حضور امامزاده‌هایی به قدمت 700 سال، تا چناری قدیمی در جنوب آرامگاه، با عمری بیش از 400 سال، در حیاط امامزادگان عبدالله و عبیدالله؛ که سایه بر تن امامزادگان افکنده و سایبانی برای اهل قبور در حیاط امامزاده شده است.

در چوبی کوچکی را هل می‌دهم. خم می‌شوم تا بتوانم داخل شوم. فضایی ساده، کوچک و روحانی پیش رویم قرار دارد. اذن دخول می‌خوانم. بر پناهگاه چوبی ضریح سر می‌نهم و راز دل می‌گویم. زیارتنامه دلتنگی می‌خوانم به یاد دستانی گره شده به ضریح، و چشمانی با چشمه‌های اشک.

اهالی این محل، عظمت عزاداری‌های ایام محرم را مدیون وجود امامزادگان عبدالله و عبیدالله می‌دانند. می‌گویند شفای تمامی مریضان به خاطر وجود این امامزاده است. در این امامزاده، علم حضرت ابوالفضل سمبل و نشانه‌ای است که هر ساله مردم از شهرهای اطراف، برای دیدن آن می‌آیند. عَلمی که به دلیل همجواری با این امامزادگان، نظر کرده شده است.

مردم اهالی در حال راز و نیاز هستند. از معجزاتی می‌گویند که از آبا و اجداد خود به خاطر می‌آورند، تا کرامتی مربوط به همین چند سال گذشته که امامزاده به خواست خداوند متعال، در روز عاشورا کودک لالی را شفا داده است. کودک لالی که به لطف حق و شفاعت این دو امامزاده، در ظهر عاشورا پیش چشم اهالی که برای مراسم ظهر عاشورا گرد آمده بودند، شفا یافت و نام مبارک حضرت ابوالفضل را بر زبان جاری ساخت. معجزه‌ای که اکثر اهالی این محل به چشم دیده‌اند.

قربان غدیری، عضو هیئت امنای مسجد محله درویش، از قدمت امامزاده می‌گوید:

این امامزاده 700 تا 800 سال قدمت دارد و شجره‌نامه آن هم درکتابخانه آیت‌الله نجفی مرعشی قرار دارد. گفته شده است که امامزادگان عبدالله و عبیدالله از نوادگان امام موسی کاظم (ع) هستند و قدمت بنای این امامزاده به اواخر سلجوقیان و اواسط دوران مغول تعلق دارد.

گفتنی است این بقعه در فاصله 550 متری شمال مسجد جامع دماوند و در محله درویش این شهر واقع شده است و بنای این بقعه از نوع برج‌های ترک‌دار با 33 ترک و گنبد رک (مخروطی) و کاشی فیروزه‌ای رنگ است. با توجه به معماری بنا و کاشی‌کاری آن، احتمالا این بنا متعلق به اواخر دوره سلجوقی و اوایل دوره مغول است.

درون آرامگاه، دو قبر به هم چسبیده وجود دارد؛ یکی از آنها متعلق به عبدالله و دیگری مربوط به عبیدالله است؛ و احتمالا وجه تسمیه این بنا نیز به خاطر وجود همین دو مقبره است. در سال‌های اخیر مسجدی در کنار این بنا ساخته شده است. بنای بقعه امامزادگان عبدالله و عبیدالله، از بناهای ارزشمند شهر دماوند است که با شماره 922 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در سال‌های 76 تا 78 توسط سازمان میراث فرهنگی استان تهران مرمت شده و این بنا دارای امکانات تفریحی و پذیرایی نیز هست.

ضریح چوبی قبور، گویی به دوران صفویه تعلق دارد. وقتی امامزادگان در اینجا دفن می‌شوند، بنایی وجود نداشته است. بعدها در دوره ایلخانی، میل و برج ساخته می‌شود و کتیبه نیز در دوران قاجار تغییرات اندکی می‌کند.

دیوارهای این امامزاده، با آجر و کاشی لعابدار ساخته شده‌اند؛ نشانه‌هایی برای آنکه ساخت بنا را مربوط به دوره ایلخانان بدانیم. روی بخشی از دیوار که با قلوه‌سنگ و ملات شکل داده شده، کتیبه‌ای به خط ثلث دیده می‌شود.



موضوعات مرتبط: آشنایی با استان ها , دیدنی های ایران , امامزاده های شهر تهران ,
برچسب‌ها: بقاع متبرکه ,
آخرین مطالب